محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى

408

نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )

ايالت پناه ، سلطنت دستگاه ، عباس ميرزاغه معلوم اوله كيم قديم الايام دين برى پادشاه لارنبك « 1 » ، ايكى ايش بولور ، بيرى صلح ، بيرى اوروش . ايمدى بيز دولت و اقبال بيلانك نشابور اوستنكا كلب تورور بيزوسن تاقى بسطام حدّيقه كليب تورورسن ، اگر او روش داد سيغه كيلور بولسانك ، اصلا مانع يوقتور ، و اگر صلح داد سيغه هم كيلور بولسانك ، سنى عراق پادشاهى بولسانك ، بيز خراسان پادشاهى تورورميز نچون كيم موندين بورون سلطان حسين ميرزا بيرلان اوزن حسن قرار بيريب لارشول دستورنى منظور قليب اول خيال نى قيلسانك مسلمانلرنك رفاهيتى ايچون بولاغاى و تاقى پادشاه ليقانى كيشى بير جماعتك ارقاسيندين قليب بولماس كراك آزكراك كوب هركيمسا تنكرى تعالى پيروز بولسانك ملك او ننك توروب دعا و سلام تيلدى . و چون جواب اين رقعه به نظر راقم سواد نرسيد ، لهذا درين اوراق ثبت نگرديد . « 2 » ذكر فتح قلعه حسن خاص و اسفراين و بيان كشته شدن بعضى از امراى بد اعتقاد خائن در آن ايام كه موكب ظفر احتشام در چمن بسطام لواى اقامت افراخته متوجه

--> ( 1 ) - م : لارمك . ( 2 ) ترجمه : « به ايالت پناه سلطنت دستگاه عباس ميرزا معلوم شود كه از قديم الايام پادشاهان يكى از دو كار را ملتزم بودند : يكى صلح و ديگرى جنگ ، اكنون ما به اقبال و دولت خود به نيشابور آمده‌ايم ، تو نيز به حدّ بسطام رسيده و آنجا اقامت كرده‌اى ، اگر جنگ ميخواهى ، هيچ مانعى نيست و اگر صلح خواهى ، پادشاهى عراق با تو باشد ، و پادشاهى خراسان با ما ، چنان كه در روزگار گذشته ميان سلطان حسين ميرزا و اوزون حسن چنين قرارى بوده است اگر اين دستور را منظور داشته باشى و به اين خيال باشى براى رفاهيت مسلمانان است . و ديگر پادشاهى را هيچكس از دست يك جماعت خواه كم باشد خواه زياد نمىگيرد خداوند هر كسى را پيروز گرداند ملك به او تعلق دارد دعا و سلام مىرساند .